...اینجا زیر باران

باید چی میگفتم که قانع بشه؟!

/ بازدید : ۳۶

بسم الله مهربون :)

 

امروز که من اعصابم داغون بود یه آقا نشسته بود رو به روم با قند ناشتای 550 و میگفت داروهایی که نوشتی رو نخوردم. رفتم عطاری سه میلیون دادم گفته دو نسخه دیگه هم باید بیایی یعنی جمعا بشه نُه میلیون که من قندخون تو رو خوب کنم. چند ثانیه نگاهش کردم. نمیدونم از سکوتم چه برداشتی داشت که با لبخند و ذوق ادامه داد خانوم دکتر ما خودمون از شما بیشتر بلدیم فقط این مُهر شما رو نداریم که بزنیم پای نسخه ها!

 

تو چه میدونی پشت همین مهر چقدر زحمت و تلاش و کشیک و شب نخوابی و استرس و جوونی و موی سفید هست؟

 

برج زهرمار!

/ بازدید : ۲۳

بسم الله مهربون :)

 

از اون روزاییه که اصلا حال و حوصله‌ی مریض دیدن ندارم. میزان تحمل و توان و اعصابمم برای شنیدن حرف های اشتباه و اصرار برای درخواست داروهای اشتباه و بر اساس صلاحدید و تشخیص خودشون در حد صفر کلوینه.

 

پرواز مهربون و خندان و خوش رو امروز بسیار بسیار بسیار بی اخلاق و برج زهرماره. باید مرخصی میگرفتم. صبح هم میخواستم نیام ها نمیدونم چرا طمع کردم گفتم مرخصی هام زیاد نیست و بعدا برای مسافرت کم میارم!

 

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴.

/ بازدید : ۳۰

بسم الله مهربون :)

 

🌸از خوبی های این شبکه بهداشت اینه که مدام برای آپدیت پزشک هاش کلاس برگزار میکنه. منم همه رو بدون استثنا شرکت میکنم. شاید با توجه به تخصصی که در آینده انتخاب میکنم این اطلاعات دیگه برام مفید و کارآمد نباشن ولی تا وقتی GP هستم خودم رو موظف میدونم به روز باشم و از تازه های علمی باخبر باشم.

 

🪷شام و ناهار واقعا برای من یه دردسر بزرگ شده. ناهار ها که همیشه تنهام و همین باعث شده که چیزی درست نکنم. مدت هاست یه ناهار درست و حسابی نخوردم. ضیف و لاغر شدم و این اصلا خوب نیست. از این به بعد باید شام رو بیشتر درست کنم که برای ناهار فردای خودمم بمونه.

 

💮امروز که از کلاس برمیگشتم رفتم داروخانه و برای خودم یه سری مکمل خریدم. آخرین بار تابستون خریدم. خیلی گرون تر شده بودن! اما خب امگا ۳ و جینیسنگ خیلی به من انرژی میدن. با توجه به ضعف و لاغری این روز هام واقعا واجب بود.

 

🌻کاش بتونم برنامه درس خوندنم رو منظم تر و منسجم تر بکنم. این آشفتگی توی خوندن ذهنم رو هم آشفته میکنه. البته یه سری اتفاق های زندگی واقعا دست من نیست و یهویی پیش میاد اما خب مثل بمب نظم ذهنیم رو منفجر میکنن. خیلی بده. چاره‌ش چیه رو فعلا نمیدونم.

 

🌺هیچی دیگه. سلامت باشید :)

علاقه مهمه اما خیلی وقت ها اولویت نیست.

/ بازدید : ۵۳

بسم الله مهربون :)

 

رسیدم به اون دو راهی های بزرگ و مهم زندگی. توی ۱۸ سالگی اشتباه کردم به جای دندونپزشکی، پزشکی رو انتخاب کردم. رشته‌ای پر زحمت، پر مسئولیت و به شدت فرسایشی. حالا که باز سر دوراهی رزیدنتی و رشته های مینور و ماژور موندم دیگه نمیخوام اشتباه کنم.

 

نمیدونم امسال چی میشه اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که من آدم رشته های پر استرس و شب نخوابی های زیاد نیستم. یه رشته سبک، راحت، بی دردسر، مثل پاتو مثلا. علاقه‌م نیست ها ولی زندگی و تجربه‌م تا اینجا بهم یاد داده درسته علاقه خیلی مهمه ولی خیلی وقت ها اصلا اولویت اول برای تعیین مسیر زندگی نیست. من اگه چند سال قبل دندونپزشکی رو انتخاب کرده بودم، یا حتی داروسازی، الان خیلی زندگی راحت تری داشتم.

29 دی 1404

/ بازدید : ۴۱

بسم الله مهربون :)

 

💚سخت تر از برگشتن به زندگی عادی و سرکار اومدن و درس خوندن بعد از تعطیلات و مسافرت، ماجرای حالا ناهار چی بپزم؟ شام چی بپزمه؟ :))

 

🩷شهر قبلی و اورژانس که بودم، کارانه‌م سه برابر اینجا بود ولی با یک سال و خورده‌ای تاخیر پرداخت میشد! اینجا درسته کارانه‌م کمتره اما سه ماه سه ماه منظم پرداخت میشه. در اوج بی پولی بعد از سفر بودم که سه ماه قبلی رو تسویه کردن!

 

🩵اینکه مردم تحمل ندارن پنج دقیقه معطل بشن واقعا برام عجیبه. حالا همینا توی زندگی روزمره شون کلی وقت مرده و تلف شده و بیهوده و الکی دارن ها ولی وقتی میان مرکز بهداشت میبینن یه کم باید بشینن تا نوبتشون بشه بی قرار و آژیته و عصبی میشن :||

 

 

شنبه ۲۷ دی.

/ بازدید : ۶۱

بسم الله مهربون :)

 

🌻دوستی من با سید که دیگه تموم شد ولی تا ابد یه خاطر اینکه من رو با استاد شجاعی و مجموعه سخنرانی هاش آشنا کرد مدیونشم. اون روزی که اینترن روانپزشکی بودیم و توی حیاط نشسته بودیم، توی اوج تردید و شک و سوال دست و پا میزدم رو یادم نمیره. انگار کلید خیلی از سوال هام رو داد دستم و هیچ وقت فراموش نمیکنم.

 

🌸مجبور شدم همه‌ی کامنت ها رو ببندم. از ته دلم دوست دارم بدونم بعضی از آدما تحت تربیت چه پدر و مادری بودن؟ چه لقمه ای خوردن؟ که به خودشون اجازه میدن ندیده و نشناخته و یکطرفه صاحب یک وبلاگ رو قضاوت کنن و هرچی دلشون میخواد بگن. دوست من از طرف من به پدر و مادرت بگو اگه حاصل عمر و زحمتشون تو بودی، پوچِ پوچِ پوچ بوده.

 

🪷با تاخیر عیدتون مبارک :)

23 دی 1404.

/ بازدید : ۶۵

بسم الله مهربون :)

 

🩷الان که توی مرکز بهداشت نشستم و با آرامش نسخه‌های فشارخون و دیابت پیرزن و پیرمردها رو براشون وارد میکنم، دلم برای اون هیاهو و شلوغی و استرس و بدو بدوهای پزشک اورژانس بودن تنگ شده. البته فقط دلم تنگ شده وگرنه من غلط بکنم بخوام برگردم به طب!

 

💚فردا رو هم بیام سرکار سه روز تعطیلم. دو روز هم مرخصی میگیرم میشه ۵ روز. مسافرت جدید :) من اگه پول هایی که برای مسافرت هزینه میکنم رو به طلا و دلار تبدیل میکردم الان خیلی پولدار بودم. ولی خب جوونی و ذوق و انرژیش که دیگه برنمیگرده! پول رو دوباره به دست میاریم. حتی خیلی بیشتر از چیزی که الان داریم!

 

🩵این زمستون پر نرگس ترین زمستون عمرم بود. از سرکار برمیگشتم، برای یه خرید ساده میرفتم، پیاده روی میرفتیم، به هر بهونه‌ای که بیرون بودم حتما قبل از برگشتن به خونه یه دسته نرگس برای خودم میخریدم و از بوی خوبش کیییییف دنیا رو میبردم.

 

💜دلم برای یه قدم زدن های شبونه تنگ شده. دعا میکنم ایران عزیزمون همیشه در امنیت و آرامش باشه.

آروم باش!

/ بازدید : ۷۸

بسم الله مهربون :)

 

طرح دیگه واقعا برام خسته کننده شده. الان که تا اینجای راه رو اومدم باید دوباره تاکید کنم و بگم راحتی و توی شهر بودنش اصلا به 24 ماه بودنش نمی ارزه! طرح رو فقط باید بگذرونی بره. اگه برگردم عقب یک روستای خیلی دور رو انتخاب میکنم تا یک ساله تموم بشه.

انگار برای آنلاک مرحله بعدی عجله دارم. کلا توی هیچ مرحله‌ای آروم و قرار ندارم. بیخیال دختر؟ به کجا میخوای برسی انقققدر عجله داری آخه؟

۲

دوباره مسافرت!

/ بازدید : ۲۱

بسم الله مهربون :)

 

اینکه فردا میرم مسافرت خوشحالم میکنه. اینکه پنجشنبه ها و جمعه ها تعطیلم و میتونم دو روز هم مرخصی بگیرم و هر ماه برم مسافرت خیلی خیلی خوشحالم میکنه. چی بهتر و قشنگ تر از سفر؟ هرچقدر پول برای این تفریح خرج کنم اصلا به چشمم نمیاد. خیلی جاها خیلی وقتا حتی درمورد علایقم ممکنه دو دوتا چهارتا یا یه حساب کتاب بکنم اما سفر؟ اصلا و ابدا و هرگز. تو بگو تمااام درامدم خرجش بشه اصلا ناراحت نمیشم. 

جز عجایب دنیا بود!

/ بازدید : ۱۳

بسم الله مهربون :)

 

منکه کلا از پرداخت کارانه‌م ناامید شده بودم. پیگیرش هم نبودم. امروز صبح بیدار شدم چندتا پیام واریزی داشتم و متوجه شدم دانشگاه کل 1403 رو باهامون تسویه کرده :)) 

ارزش پولم نسبت به اون زمان خیلی کمتر شده ها. فکر کن من مثلا پول مهر پارسال رو الان تازه گرفتم ولی خب بازم خداروشکر. انقدر غیرمنتظره و دور از انتظار و غیرقابل باور بود که در گنج خود نمیپوستم!

پیری، ایز دت یو؟!

/ بازدید : ۲۲

بسم الله مهربون :)

 

نمیدونم چرا هرچی سنم بالاتر میره برای انتخاب راه های آینده سخت گیر تر و وسواسی تر میشم. قبلا اصلا اینجوری نبودم ها. یهویی تصمیم میگرفتم و اجرا میکردم. الان انقدر به جنبه های مختلف یه موضوع فکر میکنم که کلافه میشم. شاید چون اینجوری فکر میکنم که سنم از آزمون و خطا گذشته. دیگه توی مرحله ای هستم که باید تمام تلاشم رو بکنم تصمیم هام درست باشه!

۱

چهارشنبه 21 آبان.

/ بازدید : ۱۲

بسم الله مهربون :)

 

🩷انقدر درگیر زندگی شدم که وبلاگ عزیزم رو یادم رفته. این روزا که به جرم کار نکرده درگیر پرونده‌ی شکایت شدم بیشتر از هر زمان دیگه ای از آدم ها و شرافتشون نا امیدم. این ماجرا میگذره و خوب یا بد تموم میشه، اتفاق خاصی هم برای من نمیفته فقط یه مدتی اعصاب خوردی میکشم ولی خب یادم میمونه تا زمانی که زنده م در حق هیچکس لطف نکنم. از وقتی وارد فضای کاری شدم روز به روز بیشتر از دلسوزی و مهربونیم کم میشه، بیشتر دل سنگ میشم و اگه کاری لازم و واجب باشه اما بر خلاف قانون باشه امکان نداره دلم بسوزه و انجام بدم.

 

❤️طرح منطقه 5/5 و امکانات و راحتیش به 24 ماه بودنش نمی ارزه. بخصوص که من این وسط یک ماهی رو هم توقف زدم. اگه برمیگشتم عقب قطعا منطقه‌ی محروم انتخاب میکردم که زودتر تموم بشه. طرح واقعا چیز خوبی نیست. فقط باید بگذرونیش بره.

 

🩵همه‌ی زندگی مسیره. اصلا و ابدا هیچ مقصدی وجود نداره. زیاده خواهی انسان هم تمومی نداره. درس بخونم دکتر بشم. پروانه بگیرم مطب بزنم. سرمایه گذاری کنم فلان کار رو راه اندازی کنم. حالا درس بخونم تخصص بگیرم. سهام بیمارستان بخرم و ... . هر پله‌ای که گذروندم دلم پله‌ی بالاتر رو خواست. از یه جایی به بعد روی هدف تمرکز نکردم. از مسیر لذت بردم و هدف خودش با پاهای خودش اومد!

 

🧡شکر شکر شکر.

آخرای مرداد!

/ بازدید : ۳۸

بسم الله مهربون :)

 

🫒

با سرعت نور و استرس اینکه ممکنه برق قطع بشه اسکرابم رو شستم، اتو زدم و حالا خیالم راحت شده. توی کشیک دیروزم فیستول یه بیمار دیالیزی ترکیده بود، تمام لباسم خونی شده بود. وقتی هم رسیدم انقدر خسته بودم که فقط افقی شدم و خوابیدم.

 

🫐

صبح خواب موندم و دو ساعت مفید رو برای درس خوندن از دست دادم. در ادامه هم انقدر تلفنم زنگ خورد و مکالمه های واجب داشتم که بازم نشد زمان باقی مونده رو درست و حسابی بخونم.

 

🥭

میخوام با این درمانگاه جدیدی که میرم قطع همکاری کنم. تا الان 72 میلیون تومن کار کردم و حتی هزارتومن هم به من ندادن. دیروز پیام دادم به مدیرش که من از ماه جدید نمیام و شیفت ها خالی میمونن. امروز زنگ زد شماره حساب گرفت قراره واریز کنن. میگه حالا که درمانگاه جا افتاده نمیشه بدون پزشک بمونه. یعنی چی؟ خب حقوق من رو بده تا خالی نمونه!

 

🍄

فکر میکردم این پسره نمیدونه من متاهلم و به خاطر همین همش سعی در ابراز محبت و علاقه‌ی غیر مستقیم داره. بهش گفتم. در کمال ناباوری گفت میدونم ولی شما ارزشش رو دارید. محیطی غیر از محیط کار بودیم قطعا کمترین واکنشم کوبیدن توی دهنش بود! یعنی چی مردتیکه ی عوضی؟ مثلا الان خیال داری بگم وااای چه رویایی و خونه زندگیم رو رها میکنم میام با تو؟ به حق چیزای نشنیده و ندیده!

 

این یک ساعت رو باید نجات بدم!

/ بازدید : ۳۲

بسم الله مهربون :)

 

با همه‌ی خستگیم میخواستم بشینم بعد کشیک درس بخونم که نشد! یعنی شرایط خونه این اجازه رو بهم نداد. حالا اشکالی هم نداره. ساعت ۱۱ تا ۱۲ رو نجات میدم و یک ساعت میشینم ریه میخونم.

 

پ.ن: یه مدتی میخوام از کانال دور باشم و برگردم به وبلاگ!

چطوری داره میگذره؟

/ بازدید : ۳۲

بسم الله مهربون :)

 

🥑

برای اولین بار ملاحظه نکردم و یه دعوای جانانه با همراه مریض داشتم. از اون دعواهایی که هرچی دلم خواست گفتم و دیگه سکوت نکردم. کلا اینجوری شده هرکی هرچی دلش میخواد به کادر درمان میگه و ما باید هیچی نگیم. میشه مگه؟ ورودی هر شیفت حداقل 200 نفره‌. 20 نفرشون اینجوری کنن برای من اعصاب میمونه؟ مگه من از سنگم؟ پزشکم که پزشکم ولی منم مثل همه‌ی آدم های دیگه شخصیت و روح و روان و احساس دارم.

 

🍉

لحظه شماری میکنم توقف طرحم رو موافقت کنن و از اینجا فرار کنم. به معنای واقعی کلمه فرار کنم.

 

🍏

کارای اولیه‌ی شغل دومم رو انجام دادم ولی همچنان تردید دارم. شک هم آفت موفقیته. احساس میکنم با شروعش تمام تمرکز و توجه و حواسم به رزیدنتی از دست میره. از اون طرف هم شوق شروع کار جدید رهام نمیکنه. ای بابا. گیر کردم :))

 

🍇

میدونی پیر شدم برای درس خوندن؟ اصن انقدر برام سخته که نگو. به سختی میشینم پای درس. ولی خب عادت میکنم. 

 

الحمدلله.

/ بازدید : ۲۹

بسم الله مهربون :)

 

خدا رو به خاطر همه‌ی نشدن هایی که باعث شدن من الان اینجا و توی این نقطه از زندگی باشم شکر.

عجب جایی به داد من رسیدی!

/ بازدید : ۴۴

بسم الله مهربون :)

 

اومدم کتابخانه درس بخونم. دختر کناریم همزمان با هندزفری آهنگ هم گوش میده. یه لحظه شنیدم گوگوش خوند " عجب جایی به داد من رسیدی"!

ذهنم ناخودآگاه برگشت به عقب. ویران ترین بودم. یعنی ویران ترینم کرده بودن. رسیدی و کمک کردی همه چی رو ساختم. انقدر تو حمایت کردی و من پیش رفتم که الان دارم رویام رو زندگی میکنم.

کار میکنم.

مطب زدم.

درآمد خوب دارم.

درس میخونم.

هر ماه بدون استثنا مسافرت میرم.

اگه چند سال پیش توی اون اوج شکست روحی و عاطفی و ویرانی وعده‌ی این روزا رو بهم میدادن احتمالا میگفتم طرف شیشه زده ولی زندگی خیلی عجیب تر از این حرف هاست :)

 

محرم🖤

/ بازدید : ۲۶

بسم الله مهربون :)

 

حی علی العزا، حی علی البکا🖤
فی ماتم الحسین، مظلوم کربلا 🖤

تو ارزشش رو داری🤍

/ بازدید : ۹۳

بسم الله مهربون :)

 

آدرس وبلاگ رو نداری و هیچ وقت هم نخواهی داشت اما دلم میخواد اینجا ثبت کنم که تو و این زندگی برای من ارزش این همه کشیک دادن، سختی کشیدن و تلاش کردن رو دارید🤍

زندگی خیلی عجیبه پسر!

دختری مثل من اگه تنها بود الان فقط طرحش رو میرفت و بقیه ی زمانش رو به آسایش و راحتی میگذروند!

اما اینکه دلم میخواد پا به پای تو سختی بکشم، شونه به شونه ی تو تلاش کنم، قدم به قدم همراه تو این زندگی رو ببرم جلو و به اندازه ی تو تحت فشار باشم، دلیلش چیزی جز عشق من به تو نیست!

 

نمیدونم آینده چی میشه؟ عشق تو چی میشه؟ ما به کجا میرسیم؟ این عشق من رو خوشبخت میکنه یا ناامید؟ اما خوب میدونم که تو ارزشش رو داری🤍

 

سلام به 29 سالگی💫

/ بازدید : ۹۳

بسم الله مهربون :)

 

تولدمه. یک دنیا حرف از سالی که گذشت توی دلمه اما نمیخوام یک کلمه درمورد هیچ موضوعی بنویسم. خرافاتی شدم. احساس میکنم ممکنه از دستشون بدم. تنها چیزی که میخوام ثبت کنم اینه که یادم باشه خدای مهربون خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی که لیاقتش رو دارم بهم نعمت و برکت میده و باید خیلی شکرگذار باشم. 

28 سالگی سکوی پرتاب و نقطه‌ی عطف زندگیم بود. امیدوارم 29 سالگی خیلی بهتر باشه :)🩵

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان