...اینجا زیر باران

باید چی میگفتم که قانع بشه؟!

/ بازدید : ۲۳

بسم الله مهربون :)

 

امروز که من اعصابم داغون بود یه آقا نشسته بود رو به روم با قند ناشتای 550 و میگفت داروهایی که نوشتی رو نخوردم. رفتم عطاری سه میلیون دادم گفته دو نسخه دیگه هم باید بیایی یعنی جمعا بشه نُه میلیون که من قندخون تو رو خوب کنم. چند ثانیه نگاهش کردم. نمیدونم از سکوتم چه برداشتی داشت که با لبخند و ذوق ادامه داد خانوم دکتر ما خودمون از شما بیشتر بلدیم فقط این مُهر شما رو نداریم که بزنیم پای نسخه ها!

 

تو چه میدونی پشت همین مهر چقدر زحمت و تلاش و کشیک و شب نخوابی و استرس و جوونی و موی سفید هست؟

 

برج زهرمار!

/ بازدید : ۲۰

بسم الله مهربون :)

 

از اون روزاییه که اصلا حال و حوصله‌ی مریض دیدن ندارم. میزان تحمل و توان و اعصابمم برای شنیدن حرف های اشتباه و اصرار برای درخواست داروهای اشتباه و بر اساس صلاحدید و تشخیص خودشون در حد صفر کلوینه.

 

پرواز مهربون و خندان و خوش رو امروز بسیار بسیار بسیار بی اخلاق و برج زهرماره. باید مرخصی میگرفتم. صبح هم میخواستم نیام ها نمیدونم چرا طمع کردم گفتم مرخصی هام زیاد نیست و بعدا برای مسافرت کم میارم!

 

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴.

/ بازدید : ۲۷

بسم الله مهربون :)

 

🌸از خوبی های این شبکه بهداشت اینه که مدام برای آپدیت پزشک هاش کلاس برگزار میکنه. منم همه رو بدون استثنا شرکت میکنم. شاید با توجه به تخصصی که در آینده انتخاب میکنم این اطلاعات دیگه برام مفید و کارآمد نباشن ولی تا وقتی GP هستم خودم رو موظف میدونم به روز باشم و از تازه های علمی باخبر باشم.

 

🪷شام و ناهار واقعا برای من یه دردسر بزرگ شده. ناهار ها که همیشه تنهام و همین باعث شده که چیزی درست نکنم. مدت هاست یه ناهار درست و حسابی نخوردم. ضیف و لاغر شدم و این اصلا خوب نیست. از این به بعد باید شام رو بیشتر درست کنم که برای ناهار فردای خودمم بمونه.

 

💮امروز که از کلاس برمیگشتم رفتم داروخانه و برای خودم یه سری مکمل خریدم. آخرین بار تابستون خریدم. خیلی گرون تر شده بودن! اما خب امگا ۳ و جینیسنگ خیلی به من انرژی میدن. با توجه به ضعف و لاغری این روز هام واقعا واجب بود.

 

🌻کاش بتونم برنامه درس خوندنم رو منظم تر و منسجم تر بکنم. این آشفتگی توی خوندن ذهنم رو هم آشفته میکنه. البته یه سری اتفاق های زندگی واقعا دست من نیست و یهویی پیش میاد اما خب مثل بمب نظم ذهنیم رو منفجر میکنن. خیلی بده. چاره‌ش چیه رو فعلا نمیدونم.

 

🌺هیچی دیگه. سلامت باشید :)

علاقه مهمه اما خیلی وقت ها اولویت نیست.

/ بازدید : ۵۱

بسم الله مهربون :)

 

رسیدم به اون دو راهی های بزرگ و مهم زندگی. توی ۱۸ سالگی اشتباه کردم به جای دندونپزشکی، پزشکی رو انتخاب کردم. رشته‌ای پر زحمت، پر مسئولیت و به شدت فرسایشی. حالا که باز سر دوراهی رزیدنتی و رشته های مینور و ماژور موندم دیگه نمیخوام اشتباه کنم.

 

نمیدونم امسال چی میشه اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که من آدم رشته های پر استرس و شب نخوابی های زیاد نیستم. یه رشته سبک، راحت، بی دردسر، مثل پاتو مثلا. علاقه‌م نیست ها ولی زندگی و تجربه‌م تا اینجا بهم یاد داده درسته علاقه خیلی مهمه ولی خیلی وقت ها اصلا اولویت اول برای تعیین مسیر زندگی نیست. من اگه چند سال قبل دندونپزشکی رو انتخاب کرده بودم، یا حتی داروسازی، الان خیلی زندگی راحت تری داشتم.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان