...اینجا زیر باران

29 دی 1404

/ بازدید : ۴۸

بسم الله مهربون :)

 

💚سخت تر از برگشتن به زندگی عادی و سرکار اومدن و درس خوندن بعد از تعطیلات و مسافرت، ماجرای حالا ناهار چی بپزم؟ شام چی بپزمه؟ :))

 

🩷شهر قبلی و اورژانس که بودم، کارانه‌م سه برابر اینجا بود ولی با یک سال و خورده‌ای تاخیر پرداخت میشد! اینجا درسته کارانه‌م کمتره اما سه ماه سه ماه منظم پرداخت میشه. در اوج بی پولی بعد از سفر بودم که سه ماه قبلی رو تسویه کردن!

 

🩵اینکه مردم تحمل ندارن پنج دقیقه معطل بشن واقعا برام عجیبه. حالا همینا توی زندگی روزمره شون کلی وقت مرده و تلف شده و بیهوده و الکی دارن ها ولی وقتی میان مرکز بهداشت میبینن یه کم باید بشینن تا نوبتشون بشه بی قرار و آژیته و عصبی میشن :||

 

 

شنبه ۲۷ دی.

/ بازدید : ۶۷

بسم الله مهربون :)

 

🌻دوستی من با سید که دیگه تموم شد ولی تا ابد یه خاطر اینکه من رو با استاد شجاعی و مجموعه سخنرانی هاش آشنا کرد مدیونشم. اون روزی که اینترن روانپزشکی بودیم و توی حیاط نشسته بودیم، توی اوج تردید و شک و سوال دست و پا میزدم رو یادم نمیره. انگار کلید خیلی از سوال هام رو داد دستم و هیچ وقت فراموش نمیکنم.

 

🌸مجبور شدم همه‌ی کامنت ها رو ببندم. از ته دلم دوست دارم بدونم بعضی از آدما تحت تربیت چه پدر و مادری بودن؟ چه لقمه ای خوردن؟ که به خودشون اجازه میدن ندیده و نشناخته و یکطرفه صاحب یک وبلاگ رو قضاوت کنن و هرچی دلشون میخواد بگن. دوست من از طرف من به پدر و مادرت بگو اگه حاصل عمر و زحمتشون تو بودی، پوچِ پوچِ پوچ بوده.

 

🪷با تاخیر عیدتون مبارک :)

23 دی 1404.

/ بازدید : ۷۳

بسم الله مهربون :)

 

🩷الان که توی مرکز بهداشت نشستم و با آرامش نسخه‌های فشارخون و دیابت پیرزن و پیرمردها رو براشون وارد میکنم، دلم برای اون هیاهو و شلوغی و استرس و بدو بدوهای پزشک اورژانس بودن تنگ شده. البته فقط دلم تنگ شده وگرنه من غلط بکنم بخوام برگردم به طب!

 

💚فردا رو هم بیام سرکار سه روز تعطیلم. دو روز هم مرخصی میگیرم میشه ۵ روز. مسافرت جدید :) من اگه پول هایی که برای مسافرت هزینه میکنم رو به طلا و دلار تبدیل میکردم الان خیلی پولدار بودم. ولی خب جوونی و ذوق و انرژیش که دیگه برنمیگرده! پول رو دوباره به دست میاریم. حتی خیلی بیشتر از چیزی که الان داریم!

 

🩵این زمستون پر نرگس ترین زمستون عمرم بود. از سرکار برمیگشتم، برای یه خرید ساده میرفتم، پیاده روی میرفتیم، به هر بهونه‌ای که بیرون بودم حتما قبل از برگشتن به خونه یه دسته نرگس برای خودم میخریدم و از بوی خوبش کیییییف دنیا رو میبردم.

 

💜دلم برای یه قدم زدن های شبونه تنگ شده. دعا میکنم ایران عزیزمون همیشه در امنیت و آرامش باشه.

آروم باش!

/ بازدید : ۸۶

بسم الله مهربون :)

 

طرح دیگه واقعا برام خسته کننده شده. الان که تا اینجای راه رو اومدم باید دوباره تاکید کنم و بگم راحتی و توی شهر بودنش اصلا به 24 ماه بودنش نمی ارزه! طرح رو فقط باید بگذرونی بره. اگه برگردم عقب یک روستای خیلی دور رو انتخاب میکنم تا یک ساله تموم بشه.

انگار برای آنلاک مرحله بعدی عجله دارم. کلا توی هیچ مرحله‌ای آروم و قرار ندارم. بیخیال دختر؟ به کجا میخوای برسی انقققدر عجله داری آخه؟

۲
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان