...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

هی مکالمات رو میخونم ، هی لبخند میزنم دی:

/ بازدید : ۵۱
بسم الله مهربون :))

میگم شما هم وقتی با کسی که دوسش دارین حرف میزنین ، بعدا صد بار اون مکالمات رو به یاد میارین و لبخند میزنید یا فقط منم که اینجوریم ؟

+ :)
۱ ۱۱

هنوزم در عجبم :||

/ بازدید : ۱۰۸
بسم الله مهربون :)
وسط تدریس استاد بود ، اقای ف تابلو رو نمیدید صندلیش خیلی گوشه بود ..‌. به دوستاش گفت بلند شید ردیف صندلی هارو بکشید اونور تر ... که بهش گفتن سخته و بلند نشدن !
اونم بلند شد طی حرکتی شگفت انگیز (!) کلِ ردیف رو هول داد !
یعنی O_O طوری وار داشتم بهش نگاه میکردم که چطور تونست ... فک کنید 7 تا صندلیه به هم چسبیده که روی 6 تاشم آدم نشسته بود به اندازه ی یه متری جابه جا کرد -_- :))
بعد ما یه صندلی خالی رو به سختی تکون میدیم :||

انقد خسته م که دوست دارم یه هفته ی تمام بخوابم :)

و من الله توفیق دی:
+لبخند لطفا :)



۱۰ ۱۱

به جان میجویمت جانا کجایی ...

/ بازدید : ۳۵

بسم الله مهربون :)


روَد به خواب

دو چشم

از خیال تو ؟ 

هیهات...


+ :)



۱۱

واقعا چرا اگه استاد حضور و غیاب نکنه نمیریم کلاس؟! ://

/ بازدید : ۱۰۰
بسم الله مهربون :)
امروز صبح دو ساعت اول بافت و جنین داشتیم که خب من نرفتم :)
دیشب قصد داشتم امروز ساعت 5 بیدار شم درس بخونم که خب خواب موندم و 7 بیدار شدم -_- تا صبحانه خوردم کلی دیر شد دی:
کلا فقط رسیدم یکی از فصل های کتاب رو روخوانی کنم ...
استاد بافت هیچ وقت حضور و غیاب نمیکنه ... میگه هرکی دوست داشت بیاد هرکی هم نداشت میل خودشه ... من حتی کلاس رو برای یه نفرم تشکیل میدم ... فقط دوست دارم با علاقه بیایید ...
که خب من فک نمیکنم تا آخر ترم بافت یا جنین کلاس برم -_- واقعا من چقد قراره باسواد باشم دی:
10 تا 12 هم بیوشیمی2 داریم که جدا اصلا شوخی بردار نیست ... درس سنگینیه ... استادشم سخت گیر ... معمولا هم افتاده زیاد داره ...
لذا ، الان مث یه دختر خوب میخوام برم دوباره صبحانه بخورم (!) بعدشم اماده شم و برم ایستگاه که به سرویس ساعت 9:30 برسم گرچه اصلا دوست ندارم برم دانشگاه :))
یادمه جلسه اول همین استاد بیوشیمی میگفت من اگه الان بگم پایان ترم همتون پاس میشید خیالتون راحت ، به جای نمره فکر یادگیری باشید و سواد دیگه هیچکدوم نمیایید کلاس -_- اون موقع خندیدم ولی الان میبینم که راست میگه واقعا D: بشخصه استاد حضور و غیاب نکنه نمیرم دانشگاه :)

و من الله توفیق دی:
لبخندم یادتون نره لطفا :))

+بعدا نوشت :
زندگی فقط اونجاش که داداشت میبینه داری تند تند صبحانه میخوری و اماده میشی ، میگه آجی عجله نکن خودم میرسونمت نمیخواد با سرویس بری ... با آرامش اماده شو ...
آخ که الهی دورت بگردم من♡

۱۰ ۱۲

نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست :)

/ بازدید : ۲۰

بسم الله مهربون :)

نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نرو

به خدا وقت خدا حافظی ات نیست نرو


نکند فکــــــر کنی در دل من مهر تو نیست

گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو


کاش این ساده دلی های مرا کرده قبول

به خدا در دل من مهر کسی نیست نرو 


حجم شب طی شدومن پشت سرت داد زدم

کـــــــــه بمان زندگیم ،عشق صباحیست نرو


گرچه دل دفتر عاشق شدگان سوخت ولی

باز ازان مانده هنوز اسم تو در لیست نرو


ترس من گم شدن عقربه ها نیست ولی

بی گمان راه توآخر به دو راهیست نــــرو


#اردشیر_آقایی

۸

طبق معمول سوژه خنده گشتیم دی:

/ بازدید : ۱۱۵
بسم الله مهربون :)
امروز فیزیولوژیه قلب داشتیم ... بعد استاد گفت من یه سری نکات رو میگم ، آخرش یه سوال میدم هرکی جواب بده یه نمره ی مثبت داره ...
سوال این بود که گردش خون عمومی و ششی نسبت به هم موازی هستن یا سری :) یه چیزی مث همون مقاومت های دبیرستان ...
من هرچی شکل رو نگاه میکردم یه جوری به نظرم میومد ! 
آخرش استاد گفت کیا میگن سری ؟ کیا میگن موازی؟ که خب من برای هیچکدوم دستم رو بلند نکردم ... با خنده ازم پرسید پرواز به نتیجه نرسیدی ؟!
منم خیلی جدی و متفکرانه نمیدونم چی شد گفتم استاد هم سری هم موازی که خب یهویی زد زیر خنده :|| بعدشم گفت این چیزی که تو میگی اصن حتی توی فیزیکم هنوز کشف نشده D: بعدشم همه ی کلاس خندیدن :)
و این چنین بود که بار دیگر حماسه آفریدیم و سوژه ی خنده گشتیم دی:

بعد تازه یه نکته ای هم بود که استاد گفت بذارید از پرواز که این همه فیزیکش خوبه بپرسیم.... گفت "میزان جریان خون گردش عمومی و ششی باهم برابره ولی حجمه گردش خون عمومی کوچیکتره" ... این جمله ای که گفتم درسته ؟
که خب یه ذره فک کردم گفتم اصن مگه میشه استاد میزان خون عمومی و ششی برابر باشه بعد حجمشون یکی نباشه O_o نه اشتباه گفتین که خب بعدش ندا اومد که بله میشه -_-

یعنی امروز اون یه ذره قلبی رو هم که از دوران دبیرستان بلد بودم همش پرید !
ولی فیزیولوژیه قلب همون قدر که سخت و گیج کننده ست ، همون قدر هم شیرینه :)) 

+لبخند لطفا :))
۱۸ ۱۵

در من پاره ای از تو میتپد :)

/ بازدید : ۴۷

بسم الله مهربون :)


در من کوچه ایست

که باتو در آن نگشته ام...

سفری ست

که باتو

هنوز نرفته ام...

روزها و شب هایی ست

که با تو به سر نکرده ام ...

و عاشقانه هاییست 

که باتو

هنوز

نگفته ام...

.........

در من حرفایی است که 

هنوز نفس می کشند....

آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده اند 

در من 

و در کعبه من ، سجده ای است برای قامت تو 

در من پاره ای از تو می تپد

و این جان نیمه جانم ازو زنده است

در من 

و در رگهای من 

خونی از احساس سبز تو چاری است 

و شکوفه میزند همچون گلی سرخ

در من .........

در من تو و حس تو 

هست هنوز و هنوز 

.....


+لبخند لطفا :)

۱۰

حتی فکر بهش باعث میشه گریه م بگیره ...

/ بازدید : ۴۸
بسم الله مهربون :)
و پروازی که به شدت فک میکنه عمرش داره تلف میشه :)
این زندگی نباید اینجوری میبود :(
چطور میشه عوضش کنم ؟! کاش دست خودم بود ... کاش چیزی بود که میشد با تلاش به دستش آورد ... ولی نمیشه متاسفانه ...
حیفه این زمان ، این وقت و این سال های زندگیم که داره اینجوری میگذره ...
تازه دیگه جبرانم نمیشه و این غصه ی بزرگی برای منه ! :)
انقد بزرگ که حتی فک کردن بهش باعث میشه اشک توی چشمای من جمع بشه ...
من از نظر بقیه دختر موفقی ام ... ولی خودم میدونم که یه چیزی به شدت کمه و تا نباشه موفق نیستم ! که خب از زمانش هم که بگذره دیگه برای من ارزشی نداره ...

+صد البته که تحت هر شرایطی نباید لبخند یادمون بره :)
پس لبخند لطفا :))


۱۴

واقعا جالبه که کپی میشن :)

/ بازدید : ۴۷
بسم الله مهربون :)
الان جریان چیه که پست های من از اول تا آخر همگی کپی میشن :))
مگه چی مینویسم که ارزش کپی داشته باشه ! :) حالا شعرا هیچی ، روزنوشت ها دیگه چرا ! :)
واقعا برام جالبه ... مشکلی ندارم که کپی میشن فقط کنجکاوم بدونم واقعا چرا -_-

+جواب کامنت های خصوصی رو فردا مینویسم ... ببخشید :)
+لبخند یادتون نره :)
۱۳

میدونم که تو برای من یه "آرزوی محالی" ...

/ بازدید : ۴۹
بسم الله مهربون :)
مطمئنم خودت نمیدونی چقد برای پرواز عزیز و انگیزه ای :)
البته هیجان و جذابیتش هم به همینه که بهت نگم :) 
ولی 99 درصد از انرژی ای که باعث میشه 2 شب بخوابم ، 5 صبح بیدار شم و این همه تلاش کنم ، تویی :))
مرسی که هستی با اینکه خودتم نمیدونی ...

دوستَت دارم ای خیالِ لطیف 
دوستت دارم ای امیدِ محال 

۱۸
About Me
« اَلَا اِنَّ اَوْلِیآءَ اللهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَخْزَنون»
(سوره یونس، آیه 62)
آگاه باشید که دوستان خدا نه می ترسند و نه اندوهگین می شوند.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان