...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

شرح حال نامه :)

بسم الله مهربون...
در بیست و هشتمین روز از نهمین ماه سال یک هزار و سیصد و هفتاد و ... ساعت یازده و ده دقیقه ی شامگاه (!) دیده به جهان گشود...
وی هنگام تولد یک دندان داشته که این خود حکایت از خاص بودن این دختر دارد...
در زمان طفولیت بسیار شیطان و سر به هوا بوده و بسیار والد و والده ی خود را اذیت نموده است...البته به همان میزان که اذیت می نمودندی ، کتک میخوردندی ولی دختر جانِ ما قوی تر از این کتک ها بودندی و عبرت نگرفتندی و ساکت نشدندی...
از اهل منزل گرامیِ وی نقل شده است که هیچ علاقه ای به تحصیل و مدرسه نداشته و هر روز به سختی و با وعده ی شکلات و عروسک و آب میوه وی را گول زدندی و به زور به مدرسه فرستادندی...
در سن ۱۲ سالگی به پیانو علاقه پیدا نمود و چهار سال در محضر استاد ک ، که خود از پیانیست های معروف زمان خود بود ، درس هنر آموخت....بعد چهار سال وی این راه لهو و لعب را رها نموندی و برای همیشه با خود عهد کردی که دیگر به دنبال این حرفه نرود...چندماهی هم حرفه ی نقاشی ، رنگ روغن ، آموخته است...
وی بسیار سودای مهندسیِ عمران داشت ، لیک اهل منزلِ وی بسیار مخالف بودندی و همین امر موجب گردید که از ریاضی به تجربی تغییر رشته دهد و در سال یک هزار و سیصد و نود و پنج در رشته ی طبابت قبول و در حال حاضر دانشجوی طب میباشد...
وی دختری با اخلاق های پسرانه ، بسیار پر انرژی و علاقمند به مسافرت ، کوه نوردی ، لندکروز ، عروسک ، آب انبه ، شعر ، کتاب خواندن ، موسیقی ، هنرهای رزمی است...
تا کنون کسی در زندگی وی نبوده و در حال حاضر هم نیست !
بسیار به اعتقادات خویش پایبند بوده و عاشقانه به اعتقادات خویش عشق میورزد...

باشد که این دختر عزیزمان رستگار شود...

والسلام علیکم و الرحمه الله و البرکاته :))


درباره من
زندگـی ، فهم نفهمیدن‌هاست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،

با ماست

در نبندیم به نور!
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من،
وزن رضایتمندیست !

"سهراب سپهری"

آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان