...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

دومین قرار وبلاگی *_*

بسم الله مهربون :)


دیدن آدم هایی که سال ها فقط نوشته هاشون رو میخوندی فوق العاده جذاب و هیجان انگیزه :)

دیروز به فروردین دخت و شاتوت پیام دادم که اگه وقت دارن برم ببینمشون و قرار شد من برم دانشگاه . رسیدم . بهش پیام دادم که من ورودی دانشگاه وایسادم ، گفت الان میام . یه دختر بی نهایت زیبا ، دلنشین ، دوست داشتنی ، به شدت گوگولی با یه لبخند خیلی قشنگ و پهن اومد به استقبالم :)بی نهایت مهربون و بی نهایت پر محبت . انگار داشتم یه دوست یا همکلاسی خیلی قدیمی رو میدیدم . حرف زدیم ، گفتیم ، خندیدیم ، قسمت های مختلف دانشگاهشون رو بهم نشون داد ، با دوستای خوبش آشنا شدم و ... یه روز خیلی قشنگ و به یاد ماندنی بود ... خیلی خوشحال و هیجان زده م از دیدن فروردین دخت :) 

خیلی هم مشتاق بودم شاتوت جان رو ببینم اما قسمت نشد :( ان شالله دفعه های بعدی *_*


+ :)

درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان