...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

این دل غم دیده حالش به شود دل بد مکن ...

بسم الله مهربون :)


خسته شدم از فکر کردن و کنار هم چیدن تیکه های پازلِ این ماجرا و به نتیجه نرسیدن . خسته شدم از گریه کردن و بغض قورت دادن . اصلا نمیدونم چی بوده ، چی شده ، چی گذشته فقط میدونم همه چی با همه چی تناقض داره و من بی گناه و حیرون و سرگردون موندم وسط این ماجرا !

دیشب با الف حرف میزدم میگفت تو چرا رها نمیکنی دختر ؟ چرا نمیفهمی روح و باور و اعتمادت داره به بازی گرفته میشه ، خواسته یا ناخواسته داره بدترین آسیب ها رو بهت میزنه ، چرا نمیفهمی باید رها کنی ؟ بی اعتماد بشی دیگه خوب نمیشی ...

من میترسم که دیگه هیچ وقت حالم بابت این قضیه خوب نشه ، همیشه انقدر بی تفاوت باشم و دیگه از دست دادن هیچی مهم نباشه . آدما بعد یه مدت ، دیر یا زود میفهمن نمیشه ، فایده نداره ، جنگیدن و تلاش به نتیجه نمیرسه . الان هر اتفاقی بیفته ناراحت نمیشم ، غمگین نمیشم ، حسرت نمیخورم ، خوشحال نمیشم ، حرص نمیخورم ، مطمئنم هیچ حسی نخواهم داشت .

به شدتِ همون روز اول درونم پر از خشم و ناراحتی و حرصه . هر روزم داره بزرگ تر میشه ومن واقعا نمیدونم چطور باید از این خشم و ناراحتی خلاص شم :( همه چی از اون اولِ اول جمع شده گوشه ی دلم و من هیچ وقت گله نکردم ، شکایت نکردم ، قهر نکردم ، اعتراض نکردم و ... انگار یه عالمه جیغ و داد و گلایه جمع شده گوشه ی دلم . هیچ وقت تا این حد برای خودم نگران نبودم و دلم برای خودم نسوخته ...

چی حال منو خوب میکنه واقعا ؟ نمیدونم ...

باید ذهنم رو جمع و جور کنم . علوم پایه در پیشه . بعدشم یه مرحله ی جدید از تحصیل و زندگی و ورود به بیمارستان *_* 

تنها چیزی که آرومم میکنه اینه که خدا حواسش به من هست و خیر و صلاحم رو پیش میاره . هر اتفاقی بیفته برای من همون بهترین بوده ، برای بار هزارم به خودم یادآوری میکنم خدا خیلی خیرخواهه بنده هاشه :)

فردا هم که میرم تهران تا سه شنبه احتمالا . طی چندماه گذشته پنجمین باره که دارم میرم تهران و پول بلیط رفت و برگشت هواپیما از خونواده میگیرم . خدایی دیگه روم نمیشه ~_~ 

امیدوارم این بار دیگه بتونم شاتوت و فروردین دخت رو ببینم *_* دیدن الف هم که صد در صد توی برنامه م هست . باید ببینمش ... فقط امیدوارم آروم دعوام کنه دی:


+ الهی که بخواین و بشه :)



درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان