...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

مجمع دیوانگان !

بسم الله مهربون :)


اگه از من بپرسن عقده ای ترین ، عصبانی ترین و بی اخلاق ترین آدم هایی که دیدی کیا بودن ، بدون شک کادر آموزشی دانشگاه میاد به ذهنم :| اصن انگار بچه های پزشکی ارث باباشونو خوردن ! 

رفته بودیم برای تایید انتخاب واحدهامون ، یه دختری بود میخواست حذف و اضافه کنه ، کلی کارش طول میکشید ، ما هم یک کلاس داشتیم . همه هم توی اتاق جمع شده بودن ، یه اوضاع نابودی بود خلاصه . شیوا به خانم ف گفت لطفا اول انتخاب واحد ما رو که حذف و اضافه نداریم تایید کنین ، بعد اونایی که حذف و اضافه دارن ، هم خلوت میشه هم به کلاسمون میرسیم . با همین چندتا جمله ی منطقی یه ربع مورد عنایت خانم ف قرار گرفتیم که شما بی نظم ترین دانشجوهایی هستین که دیدم ، چهار نفر مث شما میان با اظهار نظهاشون وقت منو میگیرن ، اصن برید بیرون ، من گرممه ، خسته م ، میخوام استراحت کنم و ...

تقریبا 50 نفر بودیم و میگف الا بلا کار همتون باید امروز انجام شه ، منم تا دو بیشتر نیستم ! بعد ساعت یک بود :|| میگفت چهارشنبه بیایید میندازمتون بیرون ، دقیقا با همین لحن و جمله !

دیوونه ست به نظرم -_- 


+الهی که بخواین و بشه :)

درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان