...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

باید دنبال شباهت ها باشیم یا تفاوت ها ؟!

بسم الله مهربون :)


همیشه تفاوت ها و تضاد ها توی یه دوستی و رابطه برام قشنگ و جذاب بوده . اکثر اوقات از ادم هایی که با خودم متفاوت بودن چیزای خیلی بیشتر و قشنگ تری یاد گرفتم . این فرصت رو داشتم که با یه دیدگاه دیگه و از یه زاویه ی جدید به موضوعات مختلف نگاه کنم . یه جور دیگه مسایل رو برای خودم هضم کنم و حتی بفهمم که تا الان اشتباه میکردم . خب این همیشه برای من سازنده و قشنگ بوده به خاطر همین هم همیشه مشتاق دوستی و آشنایی با ادم هایی بودم که با من فرق داشتن .

ولی چیزی که جدیدا متوجه ش شدم اینه که برای یه رابطه ی جدی تر و طولانی تر باید دنبال شباهت ها بود تا تفاوت ها . همون تفاوت هایی که تو از یه دوست ساده میبینی و کلی برات جذاب و هیجان انگیزه اگه از کسی که قراره مدت طولانی تری همراهت باشه ببینی نه تنها جذابیت نداره بلکه خوده خوده عذابه ! گرچه باز هم تفاوت ها میتونه کلی هیجان انگیز و جالب باشه ولی تفاوت توی مسایل کم اهمیت نه مسایل اساسی !

چند روزه که متوجه یه سری تفاوت ها شدم و و خیلی اتفاقی متوجه یه سری مسایل دیگه . دارم سعی میکنم از دیدگاه طرف مقابل نگاه کنم و خودم رو جای اون بذارم . بعضی وقتا خیلی خودخواهانه حق رو میدم به خودم و میگم نه این درستش نیست باز به خودم هشدار میدم که تو حق نداری درست و غلط رفتار مقابل رو تعیین کنی چون اون داره طبق طرز تفکر و اصول خودش رفتار میکنه و این ها صرفا تفاوتیه که با تو داره ! باز برمیگردم سر نقطه اول که نه حق با منه :||
خلاصه یه اوضایی شده !
هنوزم با این حال به یه نتیجه ی درست و حسابی نرسیدم که چقدر این شباهت ها و تفاوت ها میتونن تاثیرگزار باشن و توان من برای کنار اومدن با این تفاوت ها چقدره ؟

+ الهی که بخواین و بشه :)
 
۴ نظر ۱۴ موافق ۰ مخالف
آسـوکـآ آآ
۲۰ خرداد ۱۴:۳۲
منم نمیدونم کدوم بهتره
شباهت یا تفاوت
ولی اینو میدونم یکی مثه خودمو نمیتونم تحمل کنم:-D

پاسخ :

فک کنم یه مجموعه ای از دوتاش بهتر باشه ، خیلی شبیه هم خوب نیست :))
وای D;
آقای سر به هوا ...
۲۰ خرداد ۱۹:۰۵
من خیلی نمیرم گرد آدم هایی که تفاوت دارن باهام چون نمیشه باهاشون یه رابطه قوی و طولانی رو ساخت ..

پاسخ :

ولی خیلی شبیه هم خوب نیست ، البته این نظر منه :)
سایه
۲۱ خرداد ۰۲:۵۳
سلام پرواز عزیز...
پستتو خوندم،،هوشمندانه بود درباره ارتباط طولانی...
و اینکه مثلا من کتاب دوس دارم و شما فیلم،،اینجوری در بهترین حالتش کتاب وارد زندگی شما میشه و فیلم وارد زندگی من....گاهی تفاوتها آزاردهنده ن،،مثن تو سطح انرژی،،شما میتونی 2 ساعت بدوی من 10 دقیقه و همراهی نمیشه کرد،،خب تا اینجاش کاملا روشن بودو خودتم خیلی قشنگ بهش اشاره کردی...خب میشه با حرفای خودت قوانین شخصی ساختو خوش بود با ارتباطا...
اما به نظرم لزومی نداره همیشه هم تجزیه و تحلیلو بررسی کردو به نتیجه رسید،،گاهیم باید رها کردو به ذهن علامت سکوت داد،،و اوضاعو افرادو همونطور که هستن پذیرفتو داوری نکرد...
ممنون بابت پستت جانم و ببخش به خاطر زیاده گوییم..
روزات بر وفق مرادت نازنین....

پاسخ :

مشکل من اینجاست که یه ذهن به شدت تحلیلی و تجزیه تحلیل پذیر دارم :)
خیلی وقت ها بیخیال نمیشه -_-
زیاده گوییه چیه دوستم ، ممنون که وقت گذاشتی و نظرت رو تایپ کردی :)
موفق باشی الهی :)
یکــ مَنــــ
۲۵ خرداد ۰۰:۴۱
http://goo.gl/qG8bIu
عیدتون مبارک

پاسخ :

عید شما هم مبارک :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان