...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

دیگه دلم نمیخواد پیگیرش بشم ...

بسم الله مهربون :)


شده از ترسِ نتیجه ی یه موضوعی ، نخواین پیگیرش بشین ؟

الان دقیقا همین مدلی ام !

هم میخوام بدونم و هم میترسم که بدونم ...


+ :)

۹ نظر ۷ موافق ۱ مخالف
Va hid
۳۱ ارديبهشت ۱۹:۴۶
چه بد!!

امیدوارم نتیجه اش خوب باشه خانم دکتر مهربان!!

پاسخ :

ان شالله :)
Nelii 💉📚
۳۱ ارديبهشت ۱۹:۴۸
مثل رتبه و نتیجه ی کنکور
هی دلتمیخواد ببینی و هی میترسی

پاسخ :

دقیقا این لحظه ای هم که گفتی یکی دیگه از برزخ های زندگیه :)
yasna sadat
۳۱ ارديبهشت ۲۱:۱۱
نتررررس ایشالا که هر چی هست خوشحال کنندس برات:)


خدا قوت ...امتحان و ماه رمضون:)

پاسخ :

ان شالله :))

ممنونم یسنای مهربون :*
طاعاتت قبول :)
آسـوکـآ آآ
۳۱ ارديبهشت ۲۱:۱۲
الهی که خیره عشق جان :)

پاسخ :

ممنونم دوست جانم ، ان شالله :**
لیمو جیم
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۰۳
اره شده
اما باید بری به سمتش :) ارامش بیشتری خواهی داشت

پاسخ :

یه ترس مبهمی هست که میترسونه منو برم سمتش :)) 
ولی قطعا تهش اون فهمیدنه حتی اگه اونی مسئله ای که ازش میترسی باشه ارامش داره :)چون دیگه مبهم نیست !
mn :)
۳۱ ارديبهشت ۲۲:۴۳
خیلی
وقتی نمیدونی هی کنجکاوی
ولی وقتی اون لحظه ی ک میفهمی برخلاف خواسته ی تو باشه
بدنت سرد میشه
وای از این لحظه ها:(

پاسخ :

وای از اون لحظه ، وای از اون لحظه و وای از اون لحظه !
جهنمه محضه :(
نسیم 🍃
۳۱ ارديبهشت ۲۳:۱۱
بدون ، گذر زمان باعث میشه باهاش کنار بیای .
ولی ندونستن برزخه !

پاسخ :

اون لحظه ی فهمیدنش میتونه خیلی دردناک باشه :(
دونستنش یه جور برزخه ، ندونستنش هم یه جور متاسفانه !
دانیال
۰۱ خرداد ۰۳:۱۷
معمولا اینجور وقتا نمیرم سمتش منتظر میمونم اون موضوع خودش نتیجش مشخص بشه اگه هم نشد بیخیالش میشم
+ رمز دار ننویس پلیز :دی

پاسخ :

بعد اینجوری ممکنه نتیجه وقتی مشخص بشه که دیگه خیلی دیره !
+نمیشه که :)
الی ‌ ‌
۰۱ خرداد ۰۹:۵۹
دلمان برای نوشتنتان تنگ شده بود..

پاسخ :

من دلم برای خودت تنگ شده الی :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان