...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

نمیدونم واقعا ...

بسم الله مهربون :)


 کلا شخصیتش یه حجمِ سنگینی داشت وقتی اولین بار دیدمش ، همیشه با خودم میگفتم حرف زدن باهاش قطعا سخته خواهد بود ... این پایگاه اجتماعی ، این موقعیت مالی ، این همه جذابیت ، این آداب معاشرتِ بی عیب و نقص و ...


ولی وقتی اولین بار باهاش حرف زدم شوکه شدم ! انگار نه انگار آدمی که رو به روی من نشسته بود صد برابر جایگاه و موقعیتش از من بالاتر بود ، بی نهایت با سواد تر بود ، پولدار تر بود و ... فقط و فقط خودش بود ، نه بیشتر و نه کمتر ! انقدر خاکی رفتار کرد که همون ده دیقه ی اول خیالم راحت شد نباید نگران چیزی باشم . تازه من اون موقع پروازِ الان نبودم :) در مقابلش هیچی نداشتم ... هیچیه هیچی ! توی شرایطی باهاش اشنا شدم که اون همه چی داشت و من هیچی ... یه پشت کنکوریه ساده !

امروز بعد از مدت ها دیدمش ، بعد از همه ی دلخوری ها و اتفاقاتی که پیش اومده بود  ... مثل همیشه خودش بود . بدونِ هیچ سنگینی و حجمی ! خیلی خاکی و خودمونی ... مرتب و آراسته و جدی ! خندیدم بهش گفتم میدونی من برای حرف زدن با تو همیشه نگران بودم ؟! وقتی برای اولین بار دیدمت میترسیدم از جایگاهت ، از سوادتِ همه جانبه ت ، از علمت حتی از درک و فهمِ زیادت ! فک میکردم خیلی سخت باشه گفت و گو با تو . خندید گفت فک نکنی اسونه ها ، واقعا سخته ولی من برای تو همیشه یه آدم معمولی و ساده م ! با یه تک خنده ادامه داد باید از هوش و درک تو هم ترسید دختر ... 

خندم گرفت ، غیر مستقیم اشاره کرد به عید که میخواست بپیچونه و مچش رو گرفتم :)) حتی یه بار دروغ گفت و فهمیدم بهش نگفتم تا وقتی که خودش گفت راستش بهت دروغ گفتم ... وقتی گفتم میدونم قیافه ش دیدنی بود :)


کلی حرف زد و دو دوتا چهارتا کرد . با قاطعیت میگفت دارم اشتباه میکنم ، با دلایلی که از نظر خودش محکم و منطقی بودن . خب درست هم میگفت ، حرفاش نامعقول نبود . با همه ی درست بودنشون مخالف حرفاش بودم (!!!!!) ، مخالفت نکردم ولی ... کلا در جواب حرفاش سکوت کرده بودم ، دلم میخواست بیشتر اون حرف بزنه تا خودم که بتونم از تجربیاتش استفاده کنم ... حرفاش یه طور بدی ذهنم رو مشغول کرده ، آدمیه که هیچ وقت از گوش دادن به حرفاش ضرر نکردم ، همیشه درست گفته ... اما این بار رو نمیدونم !


+ :)


درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان