...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

یک عدد پرواز از پرواز جا مانده !

بسم الله مهربون :)


از پرواز جا موندیم ، که خب من الان باید شهرم میبودم و امتحان فردا رو میخوندم ! ولی نشسته م فرودگاه و هی دارم به خودم میگم واقعا چرا این همه ریلکسم و آرامش دارم ؟!

کاریه که شده دیگه ! نشستم روی صندلی ها ، به ادمای دیگه ای که مث خودمن و جا موندن نگاه میکنم ... چقدر عکس العمل ها متفاوته ... بعضیا عصبانی میشن ، بعضیا دعوا میکنن ، یه عده فحش میدن ، یه دختری هم که طفلک گریه کرد ...

یه اقایی اومده ، خانمِ مسئول بهش میگه نصف پول بلطیت رو پس میدن بهت ، اگه میخوای بلیط جدید بهت بدم برای چندساعت دیگه ؟! اقاهه میگه یعنی الان باید نصف پول بلیط رو بدم! خانمه میگه نه ، پول رو باید از جایی که بلیط خریدین پس بگیرین ، از کجا خریدین ؟! اقاهه خیلی جدی میگه از آژانس هواپیمایی :))))))))

خیلی خوب بود جواب و لحنش D;


خدایا خودت امتحان فردا رو بخیر بگذرون ... گرچه هر اتفاقی هم که بیفته مهم نیست ! این دو روزِ اخرِ بهترین ، بهترین ، بهترین و بهترین روزهای عمرم بودن !


کاش فرصت بشه خاطرات این مسافرت و بلاهایی که سرمون اومد رو بنویسم . پر ماجرا ترین مسافرتِ عمرم بود که در نهایت به جاموندنم از هواپیما ختم شد !


+ الهی که بخواین و بشه :)

۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
الی .
۱۴ ارديبهشت ۰۹:۲۵
وای خدا :)))) احساس میکنم هر چیزی که به کتاب و مسافت ربط داشته باشه حتما بلایی سرش میاد :دی
عکس کتابات ر بفرس *_*

پاسخ :

اگه بدونی چه اتفاق هایی افتاد :)))))
یادم باشه حتما برات تعریف کنم D;
باشه ، میفرستم البته اگه سالم و زنده برسم شهرم :))))))
A l i
۱۴ ارديبهشت ۱۱:۴۱
شمام مث بابای من ده دیقه مونده به پرواز میرین فرودگاه ؟ :|

پاسخ :

نه والا مدیر :| 20 دیقه به پرواز مونده بود تقریبا ولی گفتن گیت خروج رو بستیم ، دیگه نمیشه :||
Va hid
۱۴ ارديبهشت ۱۱:۴۷
امیدوارم امتحان رو خوب بگذرونید!!


چه کشوری داریم ما!!!

پاسخ :

ممنونم :)

البته تقصیر ما هم بود ، شاید کمی دیر رفتیم ولی خب اونا هم خیلی زود گیت خروج رو بستن !
الف سین
۱۴ ارديبهشت ۱۳:۰۸
مهرآباد؟ خبر می دادین بیام ببرمتون تو بار هواپیما کنار چمدونا :دی

+ چطوری خبر می دادینش به من ربطی نداره. مشکل خودتون بوده. من مسئول مشکلات شما نیسم. من فقط می تونم ببرم تو بار ببندمتون به یه چمدون که تکون نخورین. دفه آخرتونم باشه که مشکل خودتونو به من ربط می دین. ینی چی اینقد توقع دارین از آدم؟ به من چه که چطوری باید به من خبر می دادین. اصن واسه چی باید به من خبر می دادین؟ به من چه اصن که دیر رسیدین! اصن از کجا معلوم که این یه نقشه نبوده که دیر برسین و بعدش به من خبر بدین و بعد برین تو بار و از چمدون مردم دزدی بکنین؟ از کجا معلوم باند تبهکاری هواپیما ربایی نباشین؟ واسه چی می خواسین به من خبر بدین اصن؟ می خواین پای منم گیر باشه؟ حفاظت پرواز کو؟ بگیرینش! عه... اصن تو بار که آدم نمیره! نمیتونی اصن تو بار بری! راسی منم که امروز اصن تهران نیسم! پس واسه چی می خواسی به من خبر بدی؟ شما بلاگرا فقط بلدین مزاحم آدم بشین و اعصابشو خورد کنین  -___-

پاسخ :

بله مهراباد :|| انقدم مسئول بداخلاقی داشت ، از خدا که پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه دوست داشتم کوله مو بزنم تو سرش :|| 20 دیقه مونده بود به پرواز ها ! اصلا انصاف نبود که جا بمونیم مجبور بشیم دوباره بلیط بخریم ...

چجوری این کامنت به ذهنتون اومده D;
دفعه های بعدی اگه مشکلی بود مزاحم میشیم ، باشد که کار راه انداز باشید ، در راه خدا به ما کمک کنید :)))
الف سین
۱۴ ارديبهشت ۱۳:۴۵
ایشالا پروازی که بهش نرسیدین بخوره تو کوه بخاطر این ظلمی که بهتون کردن -_-

+ کار اشتباهی نکردن. پروتکل پروازی رو رعایت کردن. اتفاقا اگه برعکسش عمل کنن بی انصافی و بی قانونیه :)

پاسخ :

در این حد نه دیگه ، خدا نکنه :|

+پشیمونم چرا از کوله م استفاده نکردم حداقل حرصم خالی شه :))
محسن رحمانی
۱۵ ارديبهشت ۱۴:۵۲
خوب دکتر رمز رو هم به ما بدید .

پاسخ :

رمز پست های رمز دار رو هیچکی نداره کلا :)
یه جور نوشته ن برای خودم ... معذرت میخوام :)
محسن رحمانی
۱۵ ارديبهشت ۱۴:۵۳
به سلامتی کجا میرفتید؟

پاسخ :

چند روزی رفته بودم تهران ، نمایشگاه کتاب :)
محسن رحمانی
۱۵ ارديبهشت ۱۴:۵۴
پس معلوم شد تهرونی هستید .:دی
از اون دختر تهرونی ها بدجنس :دی خخخخخخخخخخ

پاسخ :

نه من تهرانی نیستم :)
ناشنتس
۱۶ ارديبهشت ۰۰:۱۵
سلام. بات پیام ناشناستون ورسته؟ پی ام دادم هنوز نخوندید اخه

پاسخ :

سلام :)
بله بات درسته ولی تلگرام من حتی با vpn هم وصل نمیشه !
محسن رحمانی
۱۷ ارديبهشت ۲۲:۱۳
پس منتظر کشفتون بشینیم :دی خخخخخخخخخخخخخ

پاسخ :

که اینطور :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
درباره من
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره، این یک رابطه‌ی دو طرفه است :)

مصطفی_مستور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان