...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

شاید من اولین نفری باشم که ثابت میکنه !

بسم الله مهربون :)

واقعا وحشت میکنم از این گذر زمان . فقط و فقط 7 ماه فرصت دارم برای تغییر ... اگه نشه و نتونم ، باید 5 سال صبر کنم !
من به خودم و توانایی هام ایمان دارم ‌. مطمئنم به قدرت خودم ولی به شرایط مطمئن نیستم . نمیتونم که 24 ساعت شبانه روز رو بکشم تا بیشتر بشه =| هم خدا رو میخوام ، هم خرما رو ... واقعا نتونستم مرخصی بگیرم و قبول کنم که یه ترم یا دو ترم از زندگی عقب بیفتم ، از این طرفم وقت نمیکنم بخونم !
از اینکه شرایط غلبه کنه میترسم ... حیفه که به خاطر کمبود زمان به چیزی که میخوام نرسم نه به خاطر نداشتنِ توانایی !
کاش من اولین نفری باشم که ثابت میکنه با این شرایطِ سخت و وحشتناک با تلاش میشه هم خدا رو داشت و هم خرما رو !
به شدت برای امتحان های ترم نگرانم ... به طرز عجیبی ها ! وقت نمیشه بخونم و ممکنه بیفتم و حتی تر مشروط بشم :)

+پنجره ی اتاق بازه ، هوا سرد ، بوی نم و بارونِ پاییزی هم پیچیده توی اتاق ... چقد این هوا رو دوست دارم ...

+از خودم به خاطر این اعتماد به نفسم کمال تشکر رو دارم =))))

+الهی که بخواین و بشه :)
۱۹ موافق ۳ مخالف
درباره من
زندگـی ، فهم نفهمیدن‌هاست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،

با ماست

در نبندیم به نور!
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من،
وزن رضایتمندیست !

"سهراب سپهری"

آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان