...اینجا زیر باران

آنچه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من...

درسته با ذوق تعریف میکردم ولی جدی بودم والا :|

بسم الله مهربون :)

خیلی جدی و با هیجان داشتم براش یه قضیه ای رو تعریف میکردم ، همش حس میکردم میخواد بخنده ولی داره جلوی خودشو میگیره ... آخرش که حرفام تموم شد با هیجان دستامو زدم بهم گفتم میدونییییی قبول کرد ؟
عمیقا لبخند میزنه میگه هیچ میدونی وقتی داری تعریف میکنی انگار داری برنامه کودک اجرا میکنی ؟ 

من :|
برنامه کودک :||
خاله شادونه :|||
حرفای جدیم :||||
اون دوستمون که میاد فحشاشو مینویسه و میره :|||||
شما خواننده های عزیز :|||||
ژست جدیم :||||||
در و دیوار وبلاگم :|||||||

+حال دلتون خوب :)
۵ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
شادوَرد __
۱۴ آبان ۱۲:۴۵
خوبیش اینه که درصد پوکر بودن خودت از بقیه کمتره:))
:|

پاسخ :

بله ، درصد پوکرم کمتره ولی رسما در کما به سر میبرم D;
آزاده ...
۱۴ آبان ۱۲:۴۷
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** ******* *** *** ** **** *** *** *** ** **** **** *** ******* **** * ***** ****** !

پاسخ :

:|||||
بیچاره اون نیست که :||
سایه
۱۴ آبان ۱۴:۰۴
سلامیییی...
فقط اومدم یه سری بزنمو برم😊😊
روزات سرشار از شادیها و هیجانهای کودکانه...

پاسخ :

سلام به روی ماهت سایه جان :)
ممنون که همیشه میخونی و سر میزنی :))
مرسی ، همچنین *_*
yasna sadat
۱۴ آبان ۱۴:۳۸
:))))
مگه چطوری تعریف میکنی

پاسخ :

والا از نظر خودم که معمولی بود :)))
محسن رحمانی
۱۴ آبان ۱۵:۲۹
من :خخخخخخخخخخخ:)))))))))):دی
دکتر متنات طرفینش نامشخصه برای کی تعریف میکردید خوب هرکسی میتونه یه برداشتی کنه ویه نفر رو تصور کنه.یا کی چه چیزی رو قبول کرد؟

پاسخ :

وای بر مسخره کنندگان D;
دیگه اصل وبلاگ نویسی به مبهم نویسیه :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
درباره من
زندگـی ، فهم نفهمیدن‌هاست
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت،

با ماست

در نبندیم به نور!
در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من،
وزن رضایتمندیست !

"سهراب سپهری"

آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان